تبليغاتX
صراط مستقیم - --------------------------------- سوال اعتقادی ---------------------------------

چرا ديه‌ي زن نصف ديه‌ي مرد است؟

 

 

سؤال:

بعضي از افراد سؤال مي‌كنند، مگر اسلام دين عدالت و مساوات نيست؟ پس چرا خون بها و ديه‌ي زن نصف ديه‌ي مرد است؟1

 

پاسخ:

ما در مقام پاسخ به اين افراد مي‌گوييم:

 

اولاً: بين عدالت و مساوات فرق است. عدالت يعني هر چيزي را در جا و محل خودش قرار دادن و هر موجود مستحقي را به حقش رساندن. ولي مساوات آن است كه همه‌ي مردم به يك چشم ديده مي‌شوند و فرقي ميان عالم و جاهل، خوب و بد و.... گذاشته نشود.

 

طبق اين تعريف معلوم مي‌شود كه گاهي برقراري مساوات در جامعه ظلم است. مثل اين‌كه جامعه‌اي ميان انساني كه عمرش را به تحصيل علم و آموختن فني گذرانده و بين فردي كه عمرش را به بطالت گذرانده، فرقي نگذارد.

 

در بين زن و مرد هم بايد عدالت برقرار نمود؛ و عدالت به اين است كه هر كدام طبق توان، شايستگي و وظيفه‌اي كه دارند به حقشان برسند؛ و اِلّا مساوات بين زن و مرد ظلم است، چرا كه زن و مرد از جهات مختلفي با هم متفاوتند.

 

ثانياً: ديه كه خون بهاي انسان نيست. چرا كه اصلاً ارزش و بهاي انسان به خونش نيست، تا گفته شود، اسلام كه ديه‌ي زن را نصف قرار داده پس ارزش زن را پايين آورده.

 

ثالثاً: دليل اين كه ديه‌ي زن نصف ديه‌ي مرد است(البته بايد توجه داشت، دليل زيادي ديه‌ي مرد منحصر به اين نيست، و شايد حكمت‌هاي ديگري هم داشته باشد) آن است كه: ديه در حقيقت يك نوع مجازات و جبران خسارت مالي است.

 

با اين توضيح كه: پرداخت ديه براي مجرم يك نوع مجازات مالي است، تا اين كه حواسش را جمع كند و بار ديگر آن عمل را تكرار نكند. و از يك طرف هم جبران مالي است براي فرد يا خانواده‌ي آن فردي كه خسارت ديده. زيرا فردي كه مورد ضرب قرار گرفته مدتي از فعاليت‌هاي اجتماعي و اقتصادي محروم مي‌گردد و اگر از بين برود با فقدان او ضرر اقتصادي به خانواده‌اش وارد مي‌شود و مجرم با پرداخت ديه، آن ضرر اقتصادي را تا حدودي جبران مي‌كند. و معلوم است كه ضرر مالي كه با از بين رفتن يك مرد به خانواده مي‌رسد، بيشتر از فقدان يك زن مي‌باشد. چرا كه غالباً مردهاهستند كه نان‌آور و مسؤول دخل و خرج زندگي هستند. بر همين اساس ديه‌ي مرد دو برابر ديه‌ي زن است.

 

اگر كسي بگويد اين حرف كامل نيست چرا كه در بعضي از خانواده‌ها زن‌ها هستند كه نان‌آور خانواده‌اند و مسائل اقتصادي به عهده‌ي آن‌هاست و با از بين رفتن آن‌ها مسلماً ضرر بيشتري به خانواده مي‌رسد، ما مي‌گوييم: احكام و دستورات دين غالبي است،2 يعني خداوند در هنگام جعل و قرار دادن قانون نظر به غالب افراد جامعه دارد. ودرمسئله‌ي ديه غالباً نان‌آور خانواده مردها هستند و اصلاً اين وظيفه بر عهده‌ي مردهاست. لذا ديه‌ي آن‌ها دو برابراست.

 

البته اگر زناني باشند كه پايه‌ي اقتصادي خانواده بر عهده‌ي آنان باشد و تنها نان‌آور خانه باشد و يا با آسيب‌ديدن اين گونه زنان در حادثه‌اي يا با از بين رفتنشان ضربه‌ي مالي به خانواده‌شان وارد شود. در اين موارد، قاضي و حاكم شرع با اختياراتي كه دارد و قانون هم پيش‌بيني كرده بايد از طريق بيت‌المال اين كمبود اقتصادي و ضربه‌ي مالي را جبران نمايد.

 

خلاصه اين‌كه ديه يك مسئله‌ي اقتصادي است و مربوط به جنبه‌ي بدني است. و هيچ ربطي به ارزش زن و مرد ندارد. 3

 

يك نكته بسيار مهم:

اگر ما به دقت در مسئله ديه بنگريم،پي خواهيم برد كه اين حكم در حقيقت به نفع زنان است و نه به ضرر آنان.

چرا كه مثلا ؛ وقتي مرد يك خانواده از بين مي رود.ديه اين مرد به خانواده او مي رسد و هر چه ديه بيشتر باشد ،سهم بيشتري مثلا به زن او مي رسد.

 

پاورقي:

 

1- شايد اگر اين گونه سؤال شود كه« چرا ديه‌ي مرد دوبرابر ديه‌ي زن است» دقيق‌تر باشد

2- بشر هم در وضع قوانين غالب افرادرا مي‌بيند وبعد براي آن قانون استثناء وتبصره قرار مي‌دهد

3- بر گرفته از پاسخ به پرسش هاي جوانان ج1.با تصرفات فراوان

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 13:42  توسط علی سهراب پور  | 

 
 
بصيرت